در گذشت نابهنگام هنرمند تاتر و سینمای ایران ٬ خسرو شکیبایی را به خانوداه محترم ایشان٬ جامعه ی هنری و تمامی ملت هنرپرورمان تسلیت عرض مینماییم.
لایحه جدید دولت احمدی نژاد را که صبح امروز به مجلس هشتم ارائه کرد شامل چندین ماده و تبصره بود که خلاصه ی همه اش به زبان عامیانه تر میشد : " طرح تعویض مدیران فرسوده "
که درآن واژه ی "فرسوده" در کمسیون فرهنگستان ادبیات فارسی بسیار مورد بحث و نقد قرار گرفت و نتیجه ی آن ٬ این شد که بلی ... واژه ی "فرسوده" دارای ایهام تناسب است (که صد البته اساتید محترم ادبیات شهرمان بهتر میدانند) !!!
چراکه واژه ی "فرسوده" در این جمله در ۲ معنی کاربرد دارد ... معنی اول مبنی بر مدیران (فرسایشی) از کار افتاده (یعنی آنهایی که چند دهه پیش وقت بازنشستگیشان بود) و معنی دوم یعنی مدیران فاسد شده (اخلاقی٬ سیاسی٬اقتصادی٬خانوادگی و ...) است.
حال آنکه ستاد تشکیل شده پس از بازبینی دقیق موقعیت و مدیران مذکور و نیز ایهام موجود در لایحه ناگزیر آنرا در چشم انداز ۲۰ ساله ی توسعه قرار دادند که جای تامل و تشویق دارد ...
از این رو با شک وارده از این لایحه و با احتساب خطر عدم امنیت شغلی فی مابین مدیران مشمول این لایحه ٬ مالکان ٬ دلالان و مافیای محترم مسکن کشور از جمله استان وزینمان که هرگز در عرصه رقابت مدیریتی (آنهم غیر بومیش) از حق مسلم خود کوتاه نمیایند قیمت مسکن را ۱۸٪ افزایش دادند.
!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
به علت احساس سردی تیغ زیر گلویمان ٬ به ما هیچ ارتباطی ندارد خودتان بگردید ربط مدیران فرسوده و قیمت مسکن را پیدا کنید ... به ما چه !!!
!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟
خیلی خوب ... خیلی خوب ... دوستان عزیز به علت فشار بی شاعبه ی تیغ مذبور ٬ بنده ٬ شاغلام ٬ مش رجب ٬ ممصادق و عیالشان و تمامی دست اندرکاران جامعه ی آبدارچیان و اصناف مربوطه ... افزایش قیمت مسکن ٬ نفت ٬ مواد غذایی ٬ حضور مدیران غیر بومی ٬ بیکاری ٬ اعتیاد و سهمیه بندی برق و دیگر موعضلات کنونی را بر عهده میگیریم ... ببخشید . حلالمان کنید و این حرفها !!!
برق هم سهمیه بندی شد!
بنا به گزارشات شاغلام و شهود عینی در دکه های مطبوعاتی استان ٬ تیتر بسیاری از روزنامه های صبح از جمله جام جم ٬ پس از رایزنی های وزارت نیرو با ستاد تبصره ی ۱۳ کشور و همکاری بازرسان نهاد ریاست جمهوری و غیره ٬ به اتفاق آرا و بدون نظر ممتنع و مخالف بنا به درخواست هموطنان عزیز که مدتی است از خاموشی های گاه و بیگاه رنج میبرند ٬ هیئتی ویژه برای جستجوی علل و رفع این معظل لوازم خانمان سوز تشکیل شد که پس از چندین جلسه ی علنی و پشت درهای بسته به این نتیجه رسیدند که کشور عزیز و خالی از منابع طبیعیمان ۵ هزار مگابایت کمبود برق دارد که در این روزهای گرم و بازار کساد و جیبهای خالی و از آنجا که اکثریت اعضای خانواده های گرامی ناگزیر باید زیر باد کولر و دیگر وسایل سرمایشی لم دهند و مگس های مزاحم را بپرانند هیچ راهی برای تولید بیشتر برق نداریم و تنها لطفی که میشود در حق هموطنان خانه نشینمان بکنیم همانا تدوین جدول خاموشی ها برای پیشگیری از سوختن مانده های لوازم خانگی است که البته اگر باقی مانده باشد !
شایان ذکر است این هیئت ویژه با انتشار عکسهایی از متصدیان محترم سد های کشور آنها را به اختلاس در آبهای پشت سد و قاچاق الکتریسیته به کشورهای حاشیه ی خلیج فارس متهم کرده و برای پیشگیری از این امر طرح صدور کارتهای هوشمند الکتریسیته به مجلس هشتم اعلام کردند .
سخنگوی قوه ی قضاییه نیز طی یک مصاحبه مطبوعاتی اعلام داشت با تمام آبدارچی ها و متصدیان سدهای نیروگاههای کشور به طور جدی برخورد خواهد شد!
مدتی در کار ما تاخیر شد مدعی در غیبت ما شیر شد
«کین منم طاووس علیین شده» با«گل آقا» لج شده همچین شده!
با دو تا جمله سبیلش سوختیم نطق او بسته ٬ دهانش دوختیم !
لاجرم در ما معایب یافته آسمان با ریسمان دربافته
این ندانسته که این جاییم ما در همه حالی «گل آقا» ییم ما
«چشم بازو گوش بازو این عمی» ادعا از او قضاوت با شما !
****
«از خدا جوییم توفیق ادب» من ٬غضنفر٬ شاغلام یا مش رجب
بی ادب اصلا ندارد هیچ حق که نماید حرف حق را تق و لق!
«من به هر جمعیتی نالان شدم» تا گل آقای همین دوران شدم
هردومان خوردیم دود از یک چراغ من شدم بلبل غضنفر شد کلاغ
هر دوتا خوردیم از یک جا نمک این رطب شد آن یکی خرما خرک!
ما نداریم از کسی اینجا گله کم نمی آید عقاب از چلچله
مثل باد سرد که برف آورد مدعی ما را سر حرف آورد
ورنه ما که اهل دعوا نیستیم یا اگر هستیم ٬ حالا نیستیم
****
ای که داری با خودت باروبنه می زنی بی خود چرا بر ما تنه؟!
گر که میخواهی شوی مانند من «تن رها کن تا نخواهی پیرهن»
تر مکن لب گر جهان شد پر ز آب تا شود حرف تو هم حرف حساب
«من چه گویم یک رگم هشیار نیست» مدعی بسیار هست و یار نیست
پس از شمارش کامل صندوقهای اخذ رآی در شهرمان ٬ ترتیب ورود به کاخ بهارستان یا همان خانه ی محقر ملت به ترتیب زیر است ...
۱- دکتر جهانبخش امینی (خدایش قدرت دهد)
۲- محمدرضا شعبانی (خدای٬ حسنش دهد)
۳- دکتر محمد کرمی راد (خدایش سلامتی اعطا فرماید)
همچنان در محافل اهل دل و ایمان خوانده بودیم ٬ خیر الامور اوسطها .... اما انگار نصیب ما اینگونه بود که بنگاریم : شر الامور اوسطها (با نگاهی به نماینده ی اوسط به عمق ماجرا پی خواهید برد)
یاد استادمان به خیر که همیشه میفرمود :
ما را به خیر تو امیدی نیست٬ شر مرسان !!!!
بنا به اخبار موثق از آبدارخانه ی استانداری و فرمانداری :
تا الان که ۹۰ درصد صندوقهای اخذ رای شمارش شده اند ترتیب ورود به بهارستان اینگونه است :
(۴۲۰ صندوق)
۱- محمدرضا شعبانی با ۲۷۵۰۰ رای
۲- دکتر محمد کرمی راد با ۲۴۷۵۰ رای
۳- دکتر جهانبخش امینی با ۲۳۸۰۰ رای
البته تا الان که اینطوری بوده .... یحتمل اینگونه هم میماند ...
چه بگویم شاغلام جان ؟؟ تعجب ندارد ٬ اگر من هم مثل آقای فلانی ٬ سابقه ی اجرایی فراوانی در امور اصناف سارقین محترم و هیآت امنای قاچاقچیان کالا و مواد مخدرداشتم و البته از این راه حلال ٬ مالی هم اندوخته بودم و صد البته برادرم هم اینقدر مومن بود و در حراست فلان ارگان اصلا برای من پارتی بازی نمیکرد ... اگر شرکت بزرگی مثل ایرانسرطان (همان ایرانسل) مرا در اهدای کارت شارژ به دوستارانم (که همانا اهدای زندگی است) یاری نمیکرد ... اول که هیچ ... در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکردم ... و باز هم حتما اول میشدم ...
چنان سیاه شده سق صنف دلالان
که جز پوند و دلار ٬ سفیدش نتوان کرد ...
گلیم پشم شتر را چو بافتند گران ...
به قیمت دو سه فرش٬ خریدش نتوان کرد
مزیدش نتوان کرد
یزیدش نتوان کرد
.... الی آخر !
ـ باید ببخشید ٬ قافیه ها را جور کردیم اما هر چه زور زدیم که ابیات را تکمیل کنیم٬ طبع شعرمان راه نداد
گمانم خشکیده باشد!

شبا که ما میخوابیم ... آقا پلیسه بیداره ...
ما خواب خوب میبینیم ... اون تو فکر شیکاره ....
عکس از وبلاگ خط نگارهای نور
نمیدانستیم کرمانشاه نیوز برادر دو قلو هم دارد ....
دنیای عجیبی است .... حتی وبلاگ هم چینی و کره و بازار مشترکش آمده ...
شاغلام : جانم به قربانت یک وقت وبلاگ تقلبی به شما نندازند ...
مش رجب :شاغلام جان ... امروز همه چیز مدرن شده ... باور نمیکنی حتی بازار ناصر خسرو هم دیگر به جای دارو و غیره ... سی دی های هک و آنتی هک میفروشند ... مگر بصیرت را ندیدی ... هی هکش میکنند ..
شاغلام : یعنی از کرمانشاه نیوز رایت (کپی) کرده اند ؟؟؟
مش رجب: نمیدانم والله .... توی این بازار مکاره ٬ دست به هر کاری میزنند ...
گل آقا : بگذریم ... اما از این به بعد هواستان را جمع کنید !!!!
آدرس وبلاگ تقلبی کرمانشاه نیوز http://kermanshahanews.blogfa.com/
سید حسن (وحید) حسینی
یکی از فواید و برکات وجود فضای انتخاباتی در جوامع مختلف به ویژه در کشورمان و علی الخصوص کرمانشاه این است که القاب ، عناوین ، نهادها و کمیته های مختلف که تاکنون نامی از آنها به گوش نرسیده و یا حداقل حتی کوچکترن خبری در رسانه ها و نشریات از آنها مشاهده نگردیده است ، یک شبه متولد شده و در همان شب نیز بزرگ و بزرگتر گردیده دوران بلوغ خود را به طرفه العینی طی کرده تا جائیکه به عنوان نهاد و یا کمیته ی تاثیر گذار در فضای انتخاباتی خود را معرفی می کنند همانند همین کمیته فرهنگیان دفتر مشورتی مجمع تشخیص مصلحت نظام که مشخص نیست که اصولاٌ این کمیته کی و کجا و برای چه اهدافی تشکیل و آنهم نه در خود مجمع تشخیص مصلحت نظام بلکه در دفتر مشورتی آن مجمع تشکیل گردیده که بسیاری از فرهنگیان از وجود خارجی آن مطلع نمی باشد که برخی آقایان که صلاحیت شان در هشتمین دوره انتخابات مجلس هشتم به تائید شورای نگهبان نرسیده مدعی دبیری این کمیته شده و آنرا بر پیشانی مطبوعات و روزنامه ها می نشانند. از دبیر این کمیته دو سئوال داریم اینکه حضرتعالی از چه تاریخی و بر اساس چه حکمی و با کدام شرایط به عضویت آن کمیته در آمده و چگونه شده است که به دبیری آن نیز رسیده اید؟ تاکنون چه برنامه و اهدافی را دنبال نموده اید و نتایج آن برای فرهنگیان و معلمان چه بوده است ؟ (سایت آبادگران)
ممصادق : ای بابا ، دبیر مشورتی مجمع مشورتی کمیته مشورتی ..... اصلاّ رد صلاحیت ایشان دلیلش همین بود که بیشتر مشاغلش مشورتی بود واجرائی نبود
مش رجب : عجب کشف سری بود ..... مثل اینکه یادت رفته دلیل رد صلاحیتش فقط اینها نیست
شاغلام : برادر جان جوینده ، یابنده است ، آقا اسکندر هم شاید فی الواقع با حمایت از شعبون خان ، قول دبیر مشورتی دفتر مشورت کمیته مشورتی فرهنگیان مجمع تشخیص مصلحت نظام را گرفته ......
گل آقا: آهای شاغلام آبدارچی !! از امور احتمالات و حدسیات کمتر بگو ، درسته آقای نوبخت مالاّ وجاناّ برای شعبون خان سنگ تمام گذاشته ... ولی دار ودسته مشورتیها اقدام ضرور میکنند تا ضرر نکنن ... اسکندر خان که همش ضرره....داداش

در جایی در منطقه جعفر اباد بودم که اقای محمد رضاشعبانی جلسه داشتند ایشان با کمال وقاحت در جمع در پاسخ به یکی از سئوال کنندگان فتوای تفنن تریاک رادادند وانرا به عنوان نقل بهشت یاد نمودن واعلام داشتند که اقای دکتر معصومی جراح قلب گفته اند کشیدن ان عروق را باز میکند. ای مردم دلاور کرمانشاهی رای دادن به چنین افرادی جایز است؟ لذا خودتان قضاوت کنید. و از آن وبلاگ وزین تقاضا دارد که مطلب فوق در خبرهای خودشان درج نمایند با کمال تشکر(منبع وبلاگ حامیان مردم)
شب گذشته مردم روستای خانم آباد در چند کیلومتری کامیاران محفل عرسی خود را با سی دی شعبانی گیانم و فدات حسابی گرم کرده بودند گفته میشود این سی در 2000عدد به تمامی روستاهای اطراف کرماناشه ارسال شده و طرفداران زیادی پیدا کرده است(کرمانشاه خبر)
توضیح : مطلب فوق از وبلاگ کرمانشاه خبر نقل شده است . اما در خصوص این خبر نکاتی تامل انگیز وجود دارد . شعبانی که این روزها مسئولیت گزینش کرمانشاه را در گذشته کتمان می کند حتما به یاد خواهد آورد چه تعداد از معلمان بدو استخدام به اتهاماتی واهی مثل گوش دادن به موسیقی حرام ! و یا رعایت نکردن حجاب اسلامی و پوشیدن پیراهن آستین کوتاه و .. از داشتن حقوق حقه خود یعنی شغل مورد علاقه محروم شده اند . اما حالا ....... باز هم صد رحمت به مارکسیست ها که رک و صادقانه می گفتند هدف وسیله را توجیه می کنند گفته میشود مسئولیت این وبلاگ بر عهده آقای چشمه گچی انقلابی است ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(منبع وبلاگ قصر نیوز)
غضنفر میگه : آنچه خوبان دارند تو یکجا داری....اصلاَ همه اش را یکجا داری...
مش رجب: شانزده یا دوازده سال پیش در چنین روزی این آقا ریشوه با پوستر تک رنگ آبی آمده بود ، آنقدر عکسشو بالا ی بالای دیوار زده بود که هیچکس نمی دیدش .... آخرش زبان بسته ، رأی نیاورد .... بالا نشینی و کاسه ی از آش داغتر و نان داغ به خانه بردن و داغ نان بر دل جوانان نجیب کرمانشاه گذاشتن و....
شاغلام : مش رجب باز رفتی تو حس ؟ چای لب دوز بریز .....نان داغ و داغ نان چیه ....مگه نمی دونی آبدارخانه با حراستی ها طرف شده ... مشتی ، شعبون خان.. داداشش مسؤل حراست ف....
غضنفر :هیس هیس ... ف یعنی فرحزاد.... مش رجب چای بریز ... شعبون خان.. دیگه اومده پایین ... پایینه پایین
مش رجب : ای بابا خوب می ترسم حیونی رو ،مردم بازم نبینن ، .. بازم رأی نیاره...
میگم نکنه پایین و بالایه حضرت آقا ، بشه اونی که مش رجب گفت ، بازم رأی نیاره ....یا بقول با کلاسا "پیروزی شکستمندانه"
بیچاره خر آرزوی دم کرد ................نایافته دم ، دو گوش گم کرد! (ببخشید اسم شاعر یادمان نیامد!)
برای دیدن واضح تر روی عکس کلیک کنید .... و کمی هم صبر پیشه نمایید .
گل آقا : حتما خبر دارید که طبق قانون(حالا چه درست و چه غلط) مسولین حراست ارگانها حق حمایت از هیچ کاندیدایی را ندارند ... جالب اینکه کلاغه خبر داده این مسول محترم حراست ... قبلا چند بار کاندیدای کرسی مجلس در خرم آباد شده اند ...
این آقا فقط یک مسول حراست در یک اداره ی معمولی است٬ وای به حراست اداراتی که با امر انتخابات مستقیما ارتباط دارند ....
با توجه به حضور برادر یکی از کاندیداهای محترم در حراست فلان ارگان
تو خود حدیث ............................................................................................ (فیلتر شد)
خبر های جدید ....
با شاغلام نشسته بودیم ٬ داشتیم چای میل میکردیم که ناگهان شیشه ی مانیتورمان شکست و سنگی ٬ همراه نامه ایی به درون اتاقمان افتاد ...
در نامه نوشته بودند آنچه شرط بلاغت بود ٬ و از آنجا که ما اهل ملال و گلایه نبودیم از آن پند گرفتیم ، متن نامه ی بسته به سنگ ، شیشه شکن ... این بود که مش رجب برایتان قرائت میکند :
برای مدیر محترم گل آقا کرمانشاه : مستندات پس از پست مطلب ارسال خواهد شد ، با توجه به اطلاع رسانی موثق شما در شناسائی خاطیان ظاهر فریب این اخبار ارسال میگردد رئیس اداره از کسانی است که ....

مش رجب چند روزی چشماش بد جوری می سوزه ، بر و بچه های آبدارخانه همه ناراحتن ، البته همگی چشامون می سوزه از آقا غضنفر و خودم ، ولی مش رجب عارضه دیگری هم دچارش شده ، هم چشماش می سوزه و هم مثل ابر بهار گریه میکنه ، به شاغلام گفتم: ی چند روزی تو کرمانشاه عجب گرد و خاکی ،دریغ از ی باران
آغلام گفت: مش رجب گرفتار بی آبیه ، غل غل سماورش و از چای لب سوز ،لب دوز، دیشلمه دیگه خبری نیست
میگه : ای با با چرا چرت و پرت میگی ، خاک، باران خاک یعنی خاک بر سرم ، مش غلام : آخر عزیزم ، نور چشمم، قربانت گردم ، بی سواد ،عوام، هالو تر از من ، بی ربط میگی ، پدیده جویه ، گل آقا میگه.. میگه تو گردو خاک انتخابات باید حرفها رو بجوی بعد هرچه خواستی بگی میگه: نه به جان عزیز خودت ، کج خیالی میفرمائی، به آقایان آبدارخانه سپردم تو این گردو خاک که چشم چشم و نمی بینه حواسشان را شش دانگ جمع کنن ، به هر کسی اطمینان نکنن ، الکی رأی ندن وگرنه خاک عالم میره سرمان ، بعدش بجایی که کار را به کاردانش بسپریم ، سنگ و میدیم دستش ، .....دیگه دل و دماغ دیشلمه رو ندارم
گل آقا: شا غلام عزیز! ای تنها انیس و جلیس گل آقا! مش رجب امروز وصل شده ، آبدرخانه یواش یواش داره راه می افته ، فقط حضرتعالی هستی که ول معطلی ، مش رجب به آنهائی که مشتری چای دیشلمشن ی شاه بیت رو از زبان هوای خاک و خلی کرماشانه به عنوان " مبادا " سفارش میکنه :
بشکند دستم که در دست تو سنگی وانهاد ............. تا مرا بر سر زنی ، ای خاک عالم بر سرم!
چهارشنبه 28 فروردین ماه سال 1387
ایران یک میلیارد دلار به کردستان عراق وام می دهد
استاندار هه ولیر گفت: کشور ایران در راستای توسعه زیرساختهای اقتصادی در عراق وام یک میلیارد دلاری به این کشور اعطا کرده است. نوزاد هادی عصر امروز در نشست خبری مشترک با استاندار آذربایجان غربی در حاشیه افتتاح مرز رسمی تمرچین پیرانشهر اظهار داشت: این اعتبار برای احداث طرح جاده مواصلاتی "حاج عمران دیانا" در خاک کردستان عراق هزینه خواهد شد. به گزارش مهر ، وی با بیان اینکه ایران هرگز حمایت خود را از مردم اقلیم کردستان عراق دریغ نکرده است، افزود: در همین چارچوب طرح دیگری به نام انتقال برق خطوط از شهرستان مهاباد( استان آذربایجان غربی ) به سوران ( اقلیم کردستان عراق) با مشخصات فنی ۱۰۰مگاوات برق به مناطق شمالی عراق در دستور کار قرار دارد.
(مصلحین کرمانشاه)
از آنجا که نرخ بیکاری جای خود را به نرخ بی عاری داده است (بیکاری که ریشه کن شد) و تعداد خانوار های گرسنه با سرعت نور رو به کاهش است (البته با کمک حضرت عزرائیل) ٬ صدالبته با افتتاح این همه کارخانه و بنگاههای کوچک اقتصادی دیگر مجالی برای ساختو ساز نیست ... زیر گذر و رو گذر هم که در شهر فراوان شده ... پله های برقی هم که آمده اند ٬ پس چه بهتر ... حالا که دنیا را داریم ٬ بد نیست به فکر عاقبت خود باشیم و مازاد بودجه های عمرانی را به اعمال خیر اختصاص دهیم و اینقدر همچون قارون و نمرود و فرعون به فکر مال اندوزی و دنیا پرستی نباشیم و عبرت بگیریم .... باشد تا تکه خاکی در ناکجا آباد بهشت رهن کنیم (در این دنیا که بضاعتمان نبود) .... پس جا دارد از معتبران دولتی ٬لشکری و کشوری تشکر کنیم .
پا ورقی: - فاعتبروا ....! (در گذشته یعنی : عبرت بگیرید و امروز یعنی : حال که عبرت نگرفتید٬ اعتبار دهید)! زیرا "وام" با "اعتبار" فرق دارد (!) فلذاست که این یکی را هم میشود گرفت و هم میشود داد. ولی در باب آن یکی٬ حرف و سخن زیاد است!
به یاد ژنرال فرخزاد که در جنگ قادسیه خوش سرود :
ز مار و ملخ خوردنو سوسمار ... عرب را به جایی رسیدست کار ...
که خلیج ما را کنند آرزو ... تفو بر تو ای چرخ گردون توفو ...
با شاغلام رفته بودیم ... دیدیم آقای فلانی (آبدارچیه محترم فلانجا) که همه هم میدانید منظورم مدیر کلش نیست .. با خودروی با کلاسی که همچون سلیقه ی امروز (که همه چیز را بلند میپسندند ) شاسی بلند در خیابان در حال حیزی است ...
شاغلام را میگویی مات و مهبوت ... همش میگفت ... گل آقا ... پرادو که میگویند اینه ... و ما هم نفهمیدیم پرادو کیست
دیگر روزی فلانی را دیدیم که چادر به دست در حال پخش حجاب فی مابین دوستاران و هواخواهان و کسانی بود که در 24 اسفند حماسه آفریدند
دیگری را در همان روز دیدیم که کارتی بر سینه داشت ... به رویش چیزی نوشته بودند ... نمیدانم چه اما همه به او احترام میگرفتند ... کنار صندوق صدقات رای ایستاد و به امین آراء مردم گفت ... وضع فلانی چطور است ... برادر فلانی است ... میدانی که ... حراست فلانجا ...
حالا شمای دوست .... به خراشی ... پنچری از سر پارک بر لب پل ... آینه پرانی در کورس خیابانی ... چه میدانم ... دعوایی از سر بوقی .... ذره بین به دستت گرفتی ؟؟؟
آفرین بر مکتب اطلاع رسانی که تا این حد ریزبین است و به به ....
البته مستحضر هستید که .... با ذره بین نمیتوان ستاره ها را دید ... نه ؟؟؟
سر دسته را بگیرید ... نانبری هم از نوع کارمندی ممنوع!!!!

